این مطلب ۳۹۴۰ بار خوانده شده

آش صدام!

نسخه مناسب چاپ
فارسی

روزهای اولی که خرمشهر آزاد شده بود، توی کوچه پس کوچه های شهر برای خودمان صفا می کردیم. پشت دیوار خانه مخروبه ای به عربی نوشته بود: « عاش الصدام. » 
یک دفعه راننده زد روی ترمز و انگشت به دهان گزید که: پس این مرتیکه آش فروشه! آن وقت به ما می گویند جانی و خائن و متجاوز! 
کسی که بغل دستش نشسته بود، گفت: « پاک آبرومون رو بردی پسر، عاش، بیسواد یعنی زند باد!» 

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.